جودی ابوت، دختری یتیم و باهوش، فرصت پیدا میکند با حمایت مالی یک نیکوکار ناشناس تحصیلات خود را ادامه دهد. تنها شرط این حمایت آن است که او بهطور منظم برای حامی مرموزش نامه بنویسد. جودی در این نامهها از زندگی روزمره، تجربههای دانشگاهی، دوستیها، رؤیاها و دغدغههایش میگوید و بهتدریج تصویری از رشد فکری و عاطفی خود ارائه میدهد. «بابالنگدراز» رمانی نامهنگارانه، گرم و خوشخوان درباره استقلال، آموزش، هویت و امید به آینده است.