اِدِن فاکس وقتی از دویدن برمیگردد، متوجه میشود کلید خانهاش دیگر به قفل نمیخورد. زنی که شباهت عجیبی به خودش دارد در را باز میکند و شوهرش هم ادعا میکند آن زن، همسر اوست. همزمان، داستان زنی دیگر به نام بردی با این ماجرا گره میخورد؛ زنی که بهتازگی خانهای به ارث برده و با رازی عجیب دربارهی مرگ و آینده روبهرو شده است.