یک فضانورد، یک مأموریت غیرممکن و تهدیدی که میتواند به پایان حیات روی زمین منجر شود. رایِلند گریس وقتی در یک سفینه و میلیونها کیلومتر دورتر از خانه بیدار میشود، نه اسم خودش را به یاد دارد و نه میداند چرا آنجاست. تنها چیزی که میداند این است که باید راهی برای نجات زمین پیدا کند؛ آن هم تقریباً بهتنهایی.