هیزل میداند بیماریاش زندگیاش را محدود کرده، اما وقتی آگوستوس واترز وارد گروه حمایتی بیماران سرطانی میشود، روزهایش شکل دیگری پیدا میکنند. بین این دو، دوستیای شکل میگیرد که کمکم به چیزی عمیقتر تبدیل میشود؛ رابطهای که باعث میشود هردو جور دیگری به عشق، زندگی و معنای زمان باقیمانده فکر کنند.