آلیشیا برنسون، نقاشی مشهور، پس از متهمشدن به قتل همسرش دیگر حتی یک کلمه حرف نمیزند. سکوت او به معمایی پیچیده تبدیل میشود که تئو فابر، رواندرمانی مصمم، قصد دارد آن را حل کند. تئو برای کشف حقیقت وارد دنیای ذهنی آلیشیا میشود، اما هرچه بیشتر پیش میرود، مرز میان حقیقت، خاطره و فریب مبهمتر میشود. رمانی پرتعلیق که تا پایان، خواننده را به شککردن در دانستههایش وامیدارد.